تولد آبجی
سلام دوستان![]()
![]()



امشب اومدم تولد یکی از کسانی رو تبریک بگم خییییییییییییلیییییییییییییییییییییی واسم ارزش داره![]()
و به اون احترام میزارم 
اسمشو نمیتونم بگم ولی از تمام کسانی که به این وبلاگ سر مزنند فقط 2نفر هستند که میدونند امروز((
بیستم مرداد
)) تولد کی هستش البته تویه مطالب قبلی به برادر و خواهرش تبریک گفته بودم ولی دگه حالا نوبت خودشه
«
آبجی عزیزتولدت مبارک
»![]()
حالا هم میخوام چندتا جمله بگم که همتون حالشو ببرید
غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره اي چشمک زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت.
آري.... گلها هيچوقت خيانت نميکنند

***هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...اگر هم دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اینقدر بزرگ که دیگه پیداش نمی کنی
اشک ، لبخند ، عشق !
اشک رازیست ، لبخند رازیست ، عشق رازیست ...
اشک آن شب لبخند عشقم بود .
با لبانت برای همه لبها سخن خواهم گفت ...
در خلوت روشن با تو خواهم گریست .
ای دیر یافته با تو سخن می گویم .
به سان ابر که با طوفان ... به سان علف که با صحرا ...
به سان باران که با دریا ... به سان پرنده که با بهار ...
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید .
زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام ...
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست .

در آخر هم از همتون میخوام که نظرتون رو حتما بگید چون نظر تک تک تون واسم مهمه ![]()
