تبليغاتX
شاید سری بعد که اومدی تولد تو باشه

                                       سلام دوستان

خوب حالا نوبت اون شده که به به جملات دوستاتون رای بدین :

 

1-   عقیل

A)      زندگی بدون عشق بهتر از پاییزی است که در خود مرگ پرورانده است .

 

B)     درد را دیگر دوا نیست ××× چون دوا را دیگر مجال نیست
زندگی را دیگر صفا نیست ××× چون صفا را دیگر وصال نیست
دل را دیگر مرام نیست ××× چون مرام را دیگر محال نیست
عشق را دیگر آتش نیست ××× چون آتش را دیگر کمال نیست

 

2-   ف.م

A)   الهی باییز عشقم را به دست تو میسبارم مگر باور کنم مرگ دل و فاجعه جدا شدن از تو می خواهم زندگی را .طعم بهار.لبریز شور در زیر باران...

 

B)   وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 

C)   عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود عشق صدايي است که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند عشق نغمه ي بلبلي است که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود عشق رنگي است از هزاران رنگ اما بي رنگ است عشق نوايي است پر شکوه اما جلالي ندارد عشق شروعي است از تمام پايان ها اما بي پايان است عشق نسيمي است از بهار اما خزان از آن مي تراود عشق کوششي است از تمام وجود هستي اما بي نتيجه عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد

 

3-   ندا

عشق شوق مرگ فاخته ای ست برای رسیدن به دل باخته اش ، التماس درختی ست به آب جوی،عشق لذت نهان است، انشای تمام روان است ،زبان چشم است ، دیوانگی عقل است ، رسوائی قلب است ، آماده گوش به زنگ است ،هزار رنگ است، خیلی زرنگ است ، عشق جرعت و دیوانگی است ، جنگ سرد است و دگر هیچ.

 

4-   ارسلان

zendegi chist khone dell khordan,avalesh eshgh akharash mordan
zendegi chist khone dell khordan,pooshte divare arezoo mordan

 

5-   دوزخی

زندگی می کنم در پاییزی که مرگ عشقم را فریاد می زند

 

6-   علی

زندگی را که عشق زیبایی دهد مرگ و پاییزی در کار نیست.

 

7-  سوگل

A.  بگفتند نقاشی را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

B.   شبحی چند شب است افت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
حتم دارم تویی ان شبح اینه پوش
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

 

8- سحر

زندگی یعنی همین لحظه ای که من و تو و همه ی اونایی که بخاطرشون زندگی میکنیم توش زنده اند
زندگی یعنی حس کردن عشق دوست داشتن واینکه باور کنی تو فرصت داری و الان آره فقط همین الن اون موقعیه که باید به کسی که واقعا دوستش داری بگی که ... میخامت

 

9- مجتبی

       پاییز پیام عشق است و مرگ پایان زندگی

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

خوب دوستان شما واسه رای دادن میتونید در این پست بهترین جمله یا شعر رو انتخاب کنید و اگر نظر خاصی در مورد موضوعات دارید بگید تا استفاده کنم اگر هم پیشنهادی واسه پست های بعدی دارید بگید تا حتما استفاده کنم

                                                                                               

                                            

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم

از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم

 تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم

شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

                        

                           دوست دار شما  محمد

 

نوشته شده توسط خودم در جمعه بیست و یکم مهر 1385 ساعت 1:59 | لینک ثابت |
سلام

بچه ها اینبار اومدم یه مسابقه بزارم

یه مسابقه برای شما دوستان که به من لطف دارید و به ابن وبلاگ سر میزنید و...

ولی نمیدونم اگر 1 نفر غیر گرگانی برنده شد چطور جایزه رو بگیره

ولی بهرحال اگه دوست داشتین شرکت کنید

ازشما میخوام زیباترین جمله ای که میتونید از

زندگی - مرگ - پاییز - عشق

بگید رو در قسمت نظرات ثبت کنید و من بعد از 15 روز جملاتتونو در پست بعدی قرار میدم و شما به بهترین ها رای بدین

ولی باید قول بدید که واقعا بهترین رو انتخاب کنید

با تشکر فراوان محمد

نوشته شده توسط خودم در سه شنبه چهارم مهر 1385 ساعت 3:26 | لینک ثابت |
سكوتم را به باران هديه كردم تمام زندگي را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم


هيچ وقت براي رفتن دير نيست .... بمان و ماندن را تجربه کن سفر چيزي نيست که با بستن يک چمدان بتواني تمام غربت را داخلش جا بدهي تو بايد با شقايق وداع کني


وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو.... شوقه با تو بودن....و اندوهه بي تو بودن



خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي:-؟؟؟


نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست


بوسه يعني وصل شيرين دولب بوسه يعني خلسه دراعماق شب بوسه يعني مستي ازمشروب عشق بوسه يعني اتش وگرماي تب بوسه يعني لذت ازدلدادگي لذت ازشب لذت از ديوانگي بوسه يعني حس طعم خوب عشق هنگام دلتنگي يه وقت نگي اي خدا؛ من يه مشکل بزرگ دارم، بگو اي مشکل ؛من يه خداي بزرگ دارم ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره کسي رو انتخاب کن که انقدر دلش گنده باش ه که براي اينکه تو دلش جا بشي مجبور



نازنين دخترکي دختر بانمکي بي خبر از حال من با دو صد ناز و ادا مي کشد دست مرا تا نگرد فال من قصه نو خواند از دفتر اقبال من دم زند از گردش روز و شب و سال من راز سربسته دل را ز کفم خواند خواند آن نکته که من دانم و او داند به لب آرد سخن ز عشق جانسوز من سر کند قصه ها ز بخت پيروز من دهدم مژده سرور بي پايان به زبان آورد نام رقيبان من گويد ايمن بود از فتنه ها جان من به تحمل شود هر مشکلم آسان


مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : " دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري



زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن


مراقب افکارت باش » آنهابه گفتارتبديل مي شود . مراقب گفتارت باش » آنها به کردارتبديل مي شود . مراقب کردارت باش » آنها به عادت تبديل مي شود . مراقب عادت باش » آنها به شخصيت تبديل مي شود . مراقب شخصيت باش » آنها به سرنوشت تبديل مي شود »»» پس افکارتوسازنده سرنوشت تو خواهدشد


همه ي آدمها باهم برابرند ... اما پولدارها محترم ترند ... همه ي آدمها با هم برابرند ... اما دخترها پر طرفدارترند ... همه ي آدمها باهم برابرند ... اما بچه ها واجب ترند ... همه ي آدمها باهم برابرند ... اما خانومها مقدم ترند ... همه ي آدمها باهم برابرند ... اما سياه ها بد بخت ترند ... همه ي آدمها باهم برابرند ... اما سفيد ها برترند


دخترها مثل چي هستن؟ 1- دخترها مثل راديو هستن. هرچي ميخوان ميگن ولي هرچي بگي نميشنون. 2- دخترها مثل ليمو شيرين هستن. اولش شيرينن ولي بعد تلخ ميشن. 3- دخترها مثل كنتور برق هر چند وقت يكبار سنشون صفر ميشه. 4- دخترها مثل فلزيابن. هر وقت از جلوي طلافروشي رد ميشن عكس العمل نشون ميدن


ازم پرسيد به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس" پرسيد : پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّي" ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسي که بخاطر هيچ زندست


يه روز براي اينکه قلبتو بدست بيارم و از شر نامردا اون رو حفظ کنم اون رو داخل دلم قايم کردم تا از بلا اون رو به دور کنم اما دريغ از اينکه يه روز براي بس گرفتنش حاضر ميشي دلمو بشکني تا قلبتو بس بگيري

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن



مرا صد بار از خود براني دوستت دارم ... به زندان جنايت هم كشاني دوستت دارم ... به پيش خلق گر نتواني حديث عشق را گويي دوستت دارم ... درون سينه ي تنگ هم نهاني دوستت دارم




ميدونيد بد ترين شکنجه براي يه اصفهاني چيه؟ ... ببندنش به يه درخت بگن اون طرف خيابون دارن نذري ميدن



کاش خداوند سه چيز را نمي آفريد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عشق،غرور،دروغ که انسان به خاطر عشق از روي غرور دروغ نگويد



زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود



شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

نوشته شده توسط خودم در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 1:42 | لینک ثابت |
سلام دوستان عزعز


نمیدونم چرا روزگار این کار را رو با ما میکنه
تموم کارامون بهم خورد قضیه 31 شهریور کلا بهم خورد
چون از یه طرف عروسی خواهرم هست  از یه طرف دیگه عموی ارسلان دوستم یعنی بابای ایمان فوت کرده

دلم خیلی گرفته.فقط میتونم بگم

قضا چون زند جام عمرم به سنگ

ز داغم شود دیده ها لاله رنگ

بهاران چو گل از چمن بر دمد

گل مریم از خاک من بر دمد

نوازد دل و جان غمناک را

پر از بوی مریم کند خاک را

 

هر چند مرگ پایان نیست اما همیشه با مرگ عزیزان گریسته ام.و این گریه تنها به حال

تنهایی خودم بوده است.روزگار غریبی است.یه بغضی تو گلوم نشسته که نه شکستنیه نه گفتنی.

خدایا کمکم کن.

 

نوشته شده توسط خودم در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 ساعت 10:50 | لینک ثابت |

سلام دوستان گلم  

اميدوارم که حالتون خوبه خوبه خوووووووووووووووووووووووووووب باشه

منو که کمو بيش همتون ميشناسيد اگه هم که نميشناسيد من صاحب ID ، man_to_ou_ma  هستم البته من و دوستم ارسلان با هم

منو دوستم ارسلان ميخوايم يه کار جديد کنيم يه کاری که فکر کنم تا حالا کسی انجام نداده ويا حداقل به اين صورت دسته جمعی انجان نداده

ما ميخوايم با هم ( يعنی تمام Add liste خودم و ارسلان ) و اگه هم شما بخوايد با Add liste   شما يه قرار بزاريم بريم بيرون

البته فقط واسه يک بعدازظهر حدوده 2تا3 ساعت با هم باشيم يا بريم ناهارخوران يا ..... فعلا مکان رو انتخاب نکرديم ولی ميتونيم با کمک شما مکان رو هم انتخاب کنطم

ما فعلا فقط تصمطم به برپايي ای کار رو گرفتيم و به نظر ما روزش ميتونه آخرين جمعه  تابستون باشه که اتفاقاً 31 شهريور روز آخر تابستون و جمعه هستش خوبه و اين که کجا همديگرو ببينيم مطتونه فلکه کاخ پاساژ خاله سوسکه باشه

حلا می خوام نظر شما رو هم بدون که آيا خوبه يا نه ؟

آيا شما ميايين يانه ؟ و اين که کجا بريم خوبه

البته از بچه های غير گرگانی معذرت می خوام چون که امکانش نيست که ميزبانشون باشيم

به هر حال از شما می خوام که نظرتو رو در مورد تاريخ ، ساعت و مکانش بگيد تا طه تصميم خوب و يه برنامه تووووووووووووپ بريزيم

با تشکر محمد و ارسلان

ID Mohammad (( arman_kiyani  barf_dar_bahare85   hily.mohammad  ))    

ID Arsalan (( bestlove_for_u       bad_boyz_gorgan  ))

Va ID ma ((  man_to_ou_ma     man_to_ma2008    ))  

 

نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 ساعت 22:17 | لینک ثابت |

سلام دوستان

این بار اومدم یه متنی بزارمکه با بقیه قسمت ها فرق داره ولی اول این متن ادبی رو بخونید بعد به سراغ  سوال زیر بروید

«« تاوان چه بی گناهی را باید داد؟ تلخ است، تلخی طعم روزگار چه بد است این بازی او... چرا؟ کاش او هم بازیگر می شد »»

این بار فقط یه سوال ؟؟؟؟؟؟

اگه شما یه روز بشنوید  که یکی از دوستان یا آشنایان و یا حتا یکی از اعضای خانواده شما حداقل ۶ ماه زنده است شما چکار میکنید 

و اگر اون نفر خدا نکرده پدر شما باشد چه میکنید؟؟

آیا واقعا میتوانید تحمل کنید ؟

در آخر هو از دوست خوبم آقا عقیل معذرت میخوام که در قسمت قبل ازش کم گفتم

عقیل هم مثل من دانشجو دانشگاه آزاد گرگان یه بچه باحال دوست داشتنی و یکمی هم توپول

یه بچه ای هستش که به کار کسی کار نداره و فقط کاره خودشو میکنه

نوشته شده توسط خودم در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 ساعت 2:20 | لینک ثابت |
******* نظر یادتون نره ********

 

سلام دوستان

امشب اومدم تولد یکی از کسانی رو تبریک بگم خییییییییییییلیییییییییییییییییییییی واسم ارزش داره و به اون احترام میزارم

            اسمشو نمیتونم بگم ولی از تمام کسانی که به این وبلاگ سر مزنند فقط 2نفر هستند که میدونند امروز(( بیستم مرداد )) تولد کی هستش البته تویه مطالب قبلی به برادر و خواهرش تبریک گفته بودم ولی دگه حالا نوبت خودشه

 

«آبجی عزیزتولدت مبارک»

حالا هم میخوام چندتا جمله بگم که همتون حالشو ببرید

 

غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره اي چشمک زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت.

آري.... گلها هيچوقت خيانت نميکنند

 ***روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

 

 

***هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...اگر هم دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اینقدر بزرگ که دیگه پیداش نمی کنی

 

 اشک ، لبخند ، عشق !

اشک رازیست ، لبخند رازیست ، عشق رازیست ...

 اشک آن شب لبخند عشقم بود .

 قصه نیستم که بگویی ،نغمه نیستم که بخوانی ،صدا نیستم که بشنوی .

 یا چیزی چنان که ببینی ... یا چیزی چنان که بدانی .

 من درد مشترکم ... مرا فریاد کن .

 درخت با جنگل سخن می گوید ،علف با صحرا ،ستاره با کهکشان .

 و من با تو سخن می گویم .

 نامت را به من بگو ... دستت را به من بده ...

 حرفت را به من بگو ... قلبت را به من بده ...

 من ریشه های تو را در یافته ام ...

با لبانت برای همه لبها سخن خواهم گفت ...

 و دستهایت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو خواهم گریست .

 دستت را به من بده ... دستهای تو با من آشناست .

ای دیر یافته با تو سخن می گویم .

به سان ابر که با طوفان ... به سان علف که با صحرا ...

به سان باران که با دریا ... به سان پرنده که با بهار ...

به سان درخت که با جنگل سخن می گوید .

زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام ...

زیرا که صدای من با صدای تو آشناست .

 در آخر هم از همتون میخوام که نظرتون رو حتما بگید چون نظر تک تک تون واسم مهمه

******* بابا دمتون گرم نظر یادتون نره ********
نوشته شده توسط خودم در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 0:19 | لینک ثابت |
سلام دوستان

امشب اومدم که تولد تولد دوستایی که رد شده رو بگم و یه تبریک به همشون بگم

از اول سال شروع میکنم

اولین کسی که من خبر دارم یعنی تویه تقویمم یاداشت کردم تولد دوستم کارن

کارن مقدم متولد ۱/۳/۱۳۶۴ یکی از بچه های باحال و با مرام روزگار آخر خنده فوتبالش هم حرف نداره

پسر عموش اسپانیا هستش آخرین باری که اومده بود یکی از بازکنای بارسلونا رو آورده بود

 

نفر دوم دوستم علی ۲۳/۳/۱۳۶۴ البته قبلا تویه وبلاگ قبلیم واسش مطلب گذاشتم

بعدش تولد خودم ۲۶/۳/۱۳۶۴

منو که همتون میشناسین احتیاجی به توضیح نیست

                                   

نفر بعد یا بهتر بگم نفرات بعد دوقلوهای افسانه ای (( اردل و ارسل ))   << 8 تیر >>

اره این ۲ تا ۲قلو هستن اردلان ۱۰ دقیقه بزرگتر از ارسلانه

این ۲ تا اینقدر باحالند که نگو نپرس ارسلان عاشق یا بهتر بگم خوره چت و اینترنت

اردلان هم یه بچه توووووووووووپ و درسخون شاگرد دوم کلاسشون شده رشتش هم آماره

احتمالا ارسلان رو بشناسید ((bestlove_for_u )) ولی اردل رو نمیدونم

                                   

نفر بعد یا باز هم بگم نفرات بعد 2 تا داداش البته یکی داداش خودم داداش گلم داداش مهدی 26/4

و دومی داداش آبجی گلم یعنی داش خودم علی کوچولو 26/4

شاید همتون تعجب کنید ولی تعجب نداره خواهر ان علی که میگم مثل آبجی خودم دوسش دارم و بهش احترام میزارم و تا جایی که از دستم بربیاد کمکش میکنم

من خصوصیاد علی رو نمیدونم ولی داداش خودم مهدی جووووووووون یه پسر جک ، طنز ، شر ، عشق فوتبال و البته مداح ایدیش هم arman_kiyahi هستش

                                     

نفر بعدی تولد ناناز جون بود که گذشت 29/4

چیزخاصی ازش نمیدونم ولی بهش پساپس تبریک میگم و خوشحال میشم اگه بیشتر باهاش آشنا بشم              و

تولد آرش

آره اونم 29/4    آرش جونی تبریک منو بپذیر          

بچه ها الان متوجه شدم که 2 نفر رو جا انداختم

سارا و نسیم

سارا 19 فروردین و نسیم 29 فروردین      تولد جفتتون مبارک باشه

تولد همتون مبارک و انشاالله 120 ساله بشین  

******* بابا دمتون گرم نظر یادتون نره ********
نوشته شده توسط خودم در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 1:4 | لینک ثابت |
سلام دوستان
این چهارمیین وبلاگی هستش که من میزنم

این بار میخوام با دفعه های قبل فرق کنه

به نظر شما چکار کنم؟؟
و اینکه با این عنوان این وبلاگ چی از آب در خواهد آمد

منتظر نظرات گرم شما دوستان هستم

یا حق و خدانگهدار

 

******* بابا دمتون گرم نظر یادتون نره ********
نوشته شده توسط خودم در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت 3:46 | لینک ثابت |
 
offshore bank account